کرم های لوله ای

کرم های لوله ای (نماتودها) nematode


این کرم ها بزرگترین شاخه در بین حفره داران کاذب اند .در دریاها آب های شیرین و خشکی یافت می شوند جانورانی استوانه ای و دراز و باریک اند بدنی فاقد بند دارند که از کوتیکول ضخیم پوشیده شده است لوله ی گوارش کامل است و جنس نر و ماده جدا است (جدا جنس) اکثرا کوچک و میکروسکوپی اند اما تعدادی از آنها تا یک متر هم می رسند همواره کرم های لوله ای نر کوچکتر از ماده ها هستند.



کرمک (اکسیور ـ کرم سنجاقی ـ کرم رشته ای ـانتربیوس ورمیکولاریس )

معروفند به کرمک موجودی کوچک و سفید رنگ است در روده ی بزرگ (انتها) در داخل بدن انسان زندگی می کند این بیماری بیشتر در کودکان دیده می شود.

عوارضی مانند کم خونی ـ کم اشتهایی ـ خارش شدید مخرج ـ رنگ پریدگی دارد.

کرمک در اطراف دهان خود 3 لوب برجسته دارد جنس نر و ماده از هم جدا هستند کرم نر 2 تا 5 میلی متر و دارای سیخک تناسلی بوده و انتهای بدن خمیده است کرم ماده 6 تا 12 میلی مترو ناحیه دمی دراز است تخم این جنس بیضی شکل و ضخیم است.



آسکارسی لومبریکوئیدس

انگل لوله ی گوارشر انسان است کرم ماده 20 تا 40 سانتی متر طول دارد اندازه ی نر کوچکتر است رنگ صورتی یا زرد است سطح خارجی بدن پوشیده از کوتیکول است و دهانی 3 قسمتی دارد.

مورچه ها از بچه دبستانی هاباهوش ترند!!

مطالعه جدید دانشمندان روسی نشان می دهد مورچه ها از بچه های دبستانی بسیار باهوشترند، دست کم این حشرات در علم ریاضی نسبت به بچه های کلاس پنجمی هوش بیشتری از خود به نمایش می گذارند.

به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه "نووسیبیرسک" و دانشگاه علوم رایانه ای و ارتباطات از راه دور سیبری می گویند مورچه ها به طور حتم در حل کردن مسائل ریاضی از یک بچه کلاس پنجمی باهوشترند!

ادامه نوشته

خواص زالو درمانی

 

زالو هنگام مکیدن خون ، مواد متنوعی ترشح می کند که خواص درمانی دارند. معروف ترین ماده مترشحه از زالو هیرودین است. خواص مواد ترشح شده در خون توسط زالو به طور خلاصه به شرح زیر است :

بقیه در ادامه مطلب...

 

ادامه نوشته

بهترین روش یاد گیری زیست جانوری

 

برای یادگیری مطالب زیست جانوری به راحتی می توانید از این چرخه ها که در ادامه مطلب می باشد.

 

ادامه نوشته

شانه داران دریای خزر

شانه دار دریای خزر

Mnemiopsis leidyi

گردوی دریا (Mnemiopsis leidyi) یک گونه از کتنوفورا می باشد که گونه بومی سواحل آتلانتیک غربی است . سه گونه از شانه داران وجود دارند که genus Mnemiopsis نامیده می شوند . البته اکثر جانورشناسان بر این اعتقادند که این گونه ها کاملا با تک گونه ی Mnemiopsis leidyi از لحاظ اکولوژیکی متفاوت اند ...

ادامه نوشته

بررسی گونه های مختلف لیشمانیازیس در شهر مشهد

مقدمه: بر اساس گزارش WHO در حال حاضر ايران به عنوان يکي از کانون هاي مهم ليشمانيوز در جهان شناخته مي شود. اين بيماري توسط گونه هاي مختلف تک ياخته اي از جنس ليشمانيا ايجاد مي شود و شناسايي اين گونه ها در اتخاذ برنامه هاي پيشگيري و کنترل بيماري موثر مي باشد. به علت تعدد و تشابه شکلي گونه هاي انگل رده بندي آن به گونه ها و سويه هاي متفاوت بسيار مشکل است و شواهد اپيدميولوژيکي و باليني نيز به تنهايي در افتراق ميان گونه ها کارساز نمي باشد. روش هاي مولکولي تحول عظيمي در تعيين هويت انگل ايجاد نموده اند. از اين ميان بررسي ايزوآنزيم ها نسبت به ساير روش ها مناسبتر تشخيص داده شده اند. روش کار: اين مطالعه توصيفي در سال 1379-1378 در شهر مشهد با هدف بررسي گونه هاي مختلف اين بيماري انجام شده است. به رغم اين که شهر مشهد بر مبناي شواهد کلينيکي و اپيدميولوژيکي به عنوان يکي از کانون هاي سالک خشک در کشور شناخته مي شود، در سال هاي اخير بيماران متعددي از گوشه و کنار شهر مراجعه مي کنند که داراي زخم هاي با نماي کلينيکي سالک مرطوب مي باشند. به منظور دستيابي به اطلاعات دقيق در مورد گونه هاي ليشمانياي بومي شهر مشهد، 77 بيمار مورد مطالعه قرار گرفتند و 18 نمونه جدا شده از زخم هاي پوستي بيماران مبتلا به ليشمانيوز پوستي در منطقه آب و برق در مقايسه با سويه هاي مرجع ليشمانيا تروپيکا و ليشمانيا ميجر، توسط 6 سيستم آنزيمي NH2, NH1,PGM, G6PD, MDH, GPI و با استفاده از روش ايزوآنزيم الکتروفورز در ژل پلي آکريل آميد، مورد بررسي قرار گرفتند. مشخصات فردي و نتايج آزمايشگاهي، سابقه بيماري در پرسشنامه اي ثبت گرديد. اطلاعات جمع آوري شده با استفاده از آمار توصيفي و جداول توزيع فراواني پردازش شد. نتايج: تمامي نمونه هاي مورد مطالعه در اين بررسي به طور واضح طرح آنزيمي مشابه سويه مرجع ل. ميجر را نشان دادند. نتيجه گيري: بر خلاف تصور گذشته، در شهر مشهد علاوه بر ليشمانيا تروپيکا، ليشمانيا ميجر، عامل ليشمانيوز جلدي نوع مرطوب، مي تواند در ايجاد ليشمانيوز جلدي خصوصا در حاشيه شهر، نقش داشته باشد.

 

بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

فاسیولا هپاتیکا (Fasciola hepatica)

  فاسیولا هپاتیکا کرم پهنی از دسته ترماتودهای است که باعث بیماریهای  دیستوماتوز ، فساد کبدی، کپلک می شود که  سابقا به آن Distomum hepaticum می گفتند. این انگل در داخل مجاری صفراوی کبد علفخواران و انسان زندگی می کند .در گوسفند، گاو، سگ، خرگوش، فیل، میمون، الاغ، گوزن و بز کوهی دیده می شود. انسان میزبان اتفاقی این انگل است . این کرم بیماری فاسیولوزیس یا کرم کپلک گوسفند را در انسان و علفخواران ایجاد می کند.

بقیه در ادامه مطلب...
 
ادامه نوشته

نرمتنان

   همان طور که از عنوان این مقاله معلوم است، در این مقاله به طور مختصر درباره نرم تنان توضیح داده ایم. کلمه مولوسکا که به معنای نرم تن است، از ریشه لاتین مولوسکا (mollusca)، به معنای« دارای بدن نرم» گرفته شده است. اکثر نرم تنان برای محافظت از بدن خود، در صدف زندگی می کنند. نرم تنان در گروه بی مهرگان آبزی قرار دارند. در این مقاله راجع به خصوصیات و زیستگاه نرم تنان مطالبی را بیان نموده و دو نرم تن را با ذکر ویژگی های اختصاصی و زیستگاه آنان برای شما مثال خواهیم زد.

ادامه نوشته

تشریح موش

 ابتدا موش را با مواد شيميايي خاص مانند کلوروفورم بيهوش کرده ، جانور را فيکس و تشريح را از ناحيه ي شکم شروع مي کنيم .
  پوست و عضله را به ترتيب جدا کرده ، قفسه ي سينه را بر مي داريم و مطالعه روي اندام هاي داخلي جانور را آغاز مي کنيم .
  ديافراگم که يک پرده ي عضلاني است قفسه ي سينه و حفره ي شکم را از هم جدا کرده است .
  اندامهاي بالاي قفسه ي سينه و ديافراگم شامل : 1- دستگاه تنفسي 2- ششها که شش چپ تک لوب و شش راست چهار لوب دارد 3- قلب چهار
  حفره اي 4- تيموس که يک عضو لنفاوي است و بالاي قلب قرار دارد که سفيد رنگ و داراي دو لوب است .
  ديافراگم در ابتداي مري بوده و بلافاصله بعد از آن کبد پنج الي شش لوبه را مي بينيم که کيسه ي صفرا به رنگ زرد روشن مابين لوبهاي راست و چپ
  و در بخش فوقاني آن قابل مشاهدا است . 
  دستگاه ادراري: در دو بخش مشابه و شامل يک جفت کليه ي متانفريدي است. در بالاي هر کليه يک غده ي فوق کليه قرار دارد . از ناف کليه ها يک
  جفت ميزناي خارج مي شود که وارد مثانه ي عضلاني و برجسته مي شود . ادرار نيز از طريق مثانه و توسط مجراي پيشابراه خارج مي شود .
  دستگاه تناسلي:دستگاه تناسلي نر شامل يک جفت بيضه ي درشت و زرد رنگ است که از حفره ي شکم خارج و وارد کيسه ي اسکلروتورم
  مي شود . اپيديديم دو بخشي است که بخشي از آن در بالاي بيضه و بخشي در پايين بيضه قرار دارد . اين دو بخش توسط يک مجراي مشترک
  به هم مرتبط مي شوند . از اپيديديم تحتاني ، دفران که يک مجراي برجسته است منشا مي گيرد . دفران کيسه ي اسکلروتورم را دور زده وارد
  حفره ي شکم مي شود . غده ي وزيکول سمينال هم به دفران اضافه شده ، مثانه را دور مي زند و با پيشابراه يکي شده و مجراي مشترک
  تناسلي را مي سازد که از طريق منفذ رآس پنيس خارج مي شود .
  دستگاه تناسلي ماده شامل يک جفت تخمدان کوچک حاوي تخمک هاي کم زرده ، شيپور فالوپ و لوله ي فالوپ کوتاه است . هر لوله ي فالوپ
  به يک شاخ رحمي متصل شده که شاخ رحمي چپ و راست در جلوي راست روده به هم رسيده يکي مي شوند و جسم رحم را مي سازند .
  دستگاه تناسلي ماده در نهايت از طريق مدخل واژن به بيرون راه پيدا مي کند . 

 

شاخه پروتوزوآ

 پروتوزوآ بيشتر جانوران تک ياخته اي ميکروسکوپي هستند . اينها در سلسله جانوري پايين ترين
جانوران گروههاي بزرگ مي باشند و گروههاي ديگرجانوران ، پرياخته يا متازوئرها هستند .
از لحاظ ساختمان ، يک پروتوزوئر با يک سلول از جانور متازوئر قابل مقايسه و تطبيق است .
ولي از نظر عمل و وظيفه يک موجود زنده (Organism) کاملي است و داراي توازن وتعادل
فيزيولوژيکي است و تمام اعمال ضروري زندگي يک جانور را انجام مي دهد . بعضي از
پروتوزوئرها از لحاظ ساختمان بسيار ساده و بعضي ديگر پيچيده و داراي «اندام هاي سلولي
– cell organs يا Organelles» هستند . اندام هاي سلولي به کار اعمال حياتي خاص
مي خورند و از نظر عمل شبيه به دستگاههاي جانوران پرياخته مي باشند . بسياري از
پروتوزوئرها زندگي مستقل دارند و يا به طور آزاد شنا مي کنند ، درحاليکه بعضي بي حرکت و
بعضي هر دو صورت را دارا مي باشند و کلني هايي (Colonies) تشکيل مي دهند . بقيه در
روي يا داخل بعضي از گونه هاي گياهان و تمام انواع جانوران از پروتوزوئرها تا انسان زندگي
مي کنند .
بسياري از پروتوزوئرها براي جانوران بسيار کوچک ديگر به منزله غذا مي باشند .
بعضي ديگر در تصفيه آب هايي که به وسيله صافي ها انجام مي شود و بسترهاي فاضلابها مفيدند
، ولي گونه هاي بيماري زا از قبيل عوامل اسهال خوني آميبي ، مالاريا و بيماري خواب آفريقايي
به منزله ي تازيانه اي براي نوع بشر مي باشند .
پروتوزوآ برحسب ساختمانها يا تشکيلاتي که براي حرکت دارند به پنج رده تقسيم مي شوند :
1-    ماستيگوفورا(Mastigophora) ، يا تاژک داران داراي يک يا چند تاژک شلاق مانند.
2-    سارکودينا(Sarcodina) ، يا ريشه پايان (Rhizopods) با پاهاي کاذب .
3-    اسپوروزوآ(Sporozoa) ، فاقد اندامهاي سلولي مخصوص حرکت مي باشند .
4-    سيلياتا(Ciliata) ، يا مژکداران(Ciliates) که داراي مژک در سراسر زندگي مي باشند .
5-    سوکتوريا(Suctoria) ، يا مکنده ها که در آغاز داراي مژک و در مراحل بلوغ داراي
شاخک اند .
رده ماستيگوفورا (تاژکداران) Class Mastigophora                                                 گرچه بعضي از از تاژکداران مي توانند پاي کاذب تشکيل دهند ، اما وسيله اصلي حرکت آنها ، چند تاژک است . بعضي از پروتوزوئرهاي بسيار ابتدايي را در اين زير شاخه مي توان يافت . گروه شامل فيتو فلاژله ها (رده فيتو ماستيگوفورا) است که معمولا کلروفيل دارند و گياه مانندند . زئو فلاژله ها (رده زئو ماستيگوفورا) که کلروفيل ندارند،هولوزوئيک يا ساپروزوئيک اند ، پس به جانوران مي مانند.
فيتو فلاژله ها : اين جانداران معمولا يک يا دو (وگاهي چهار) تاژک و کلروپلاست دارند که محتوي رنگدانه هاي لازم براي غذا سازي است . آنها بيشتر ، زندگي آزاد دارند و اقسام آشنايي چون اوگلنا ، کلاميدوموناس ، پارامسي ، ولوکس و دينو فلاژله (دو تاژکي ها ) را شامل مي شوند .
زئو فلاژله ها : همه ي تاژکداران جانوري بدون رنگند ، کلروپلاست ندارند و به روش هولوزوئيک و ساپروزوئيک تغذيه مي کنند . بيشتر آنها هم زندگي همزيستي دارند . برخي از مهمترين پروتوزوئر هاي انگل جزء اين گروهند .
تغذيه در تاژکداران :
مشتمل بر سه نوع است : 1- هولوفايتيک(Holophytic) 2- ساپروفايتيک(Saprophytic) 3- هولوزوئيک(Holozoic)
1-    روش هولوفايتيک يا فتوسنتز : در اين روش تاژکدار غذاي خود يعني کربوهيدرات را به طريقه فتوسنتز از کربن دي اکسيد ، نمکهاي غير آلي ، انرژي خورشيدي و بالاخره با کمک کلروفيل و آب طي چند مرحله مي سازد و استفاده مي کند .
2-    روش ساپروزوئيک يا ساپروفايتيک : در اين روش تاژکدار مواد آلي پوسيده و محلول در آب را از طريق سطح بدن جذب مي کند و با ترشح آنزيمي روي آنها باعث هضم و سپس جذب آنها مي شود .
3-    روش هولوزوئيک : در اين روش تاژکدار براي شکار طعمه ي خود را از طريق بلع ، به کمک پاهاي کاذب و يا توسط واکوئل هاي مخصوص پسولئوس (Pseuleus) و بالاخره از اندامهاي ميله اي (Rod organs) استفاده مي کند .
تنفس در تاژکداران :
تاژکداران اکسيژن محلول در آب را به صورت انتشار از سطح بدن جذب و گاز کربنيک را دفع مي کند .
توليد مثل در تاژکداران :
به صورت غير جنسي و به دو روش تقسيم دوتايي طولي و چند تايي صورت مي گيرد .
تقسيم دوتايي طولي (Longitudinal binary fission) :
در اين نوع تقسيم ابتدا هسته ي جانور به نزديکي مخزن يعني به نزديکي پايه ي تاژکها مي رود و به روش ميتوز تقسيم مي شود . به دنبال تقسيم هسته ، جسم پايه ، لکه چشمي ، تاژک و غيره نيز با يک برآمدگي و فرورفتگي طولي تقسيم مي شود و در نتيجه دو سلول شبيه به هم به وجود مي آيد .
تقسيم چندتايي (Multiple fission) :
اين حالت معمولا در زمان کيستي رخ مي دهد . تاژکدار با از دست دادن تاژکهاي خود کروي شکل مي شود و با ترشح يک لايه ي ضخيم به نام کيست به دورخود آماده ي تقسيم چندتايي مي شود . براي اين منظور ابتدا با تقسيم دوتايي مضاعف مي شود و سپس هر سلول با تقسيم مجدد دو سلول ديگر را به وجود مي آورد .اين تقسيمات ممکن است در نهايت به 32-16 سلول دختر بيانجامد .
تاژکداران جانوري :
بيشتر اين تازکداران را تاژکداران انگلي تشکيل مي دهند . ميزبان آنها معمولا از بندپايان و مهره داران است و به عنوان انگل بيروني يا دروني روي آنها يا درون بدن آنها زندگي مي کنند .
تاژکداران همزيست :
تاژکداراني انگلي هستند که قادر به زندگي مستقل نيستند . يعني نه ميزبان و نه انگل نمي توانند بدون وجود يکديگر زندگي کنند .
  رده سارکودينا (آميب ها)                     Class Sarcodina
1-    در شکل بالغ پاهاي کاذب سيتوپلاسمي دارند .
2-    آبزي ، در آبهاي شيرين يا شور و در خاکهاي مرطوب به سر مي برند و با خزيدن در آب
حرکت مي کنند .
3-    با تاژکداران ارتباط ژنتيکي دارند ، چرا که تاژکداران در مرحله اي خاص از چرخه ي
زندگي به شکل آميب در مي آيند و تاژک خود را از دست مي دهند .
4-    بدون تقارن يا تقارن کروي دارند .
5-    بدون پوشش دروني يا بيروني بوده و يا واجد آن هستند .
6-    بدون تشکيل هاگ و بدون عمل الحاق (Conjugation) هستند .
زير شاخه ي سارکودينا در بر گيرنده ي دو فوق رده بر اساس نوع پاهاي کاذب است که
عبارت اند از :
1-    ريشه پايان (Rhizopoda) 2- محور پايان (Actinopoda) .
ريشه پايان در برگيرنده ي سه رده به نام هاي :
1-    لوبوپودا (Lobopoda) ،2- رشته پايان (Filopoda) و3- شبکه پايان
(Reticulopoda) است .
درحاليکه محور پايان شامل رده هاي : 1- شعاعيان (Radiolaria) و 2- خورشيدي ها
(Heliozoa) است .
تغذيه در سارکودينا :
آميب ها اندامهاي حسي يا اندامهاي ويژه اي براي ديدن ، شنيدن ، مزه کردن ، بو کردن و غيره
ندارند ، اما به راحتي مي توانند غذا را از ديگر مواد تشخيص بدهند . آنها قادرند گياه و جانور
را از هم تشخيص داده و علاقه مندي خود را به يک نوع غذا نشان دهند . آميب اندام ويژه اي
براي گرفتن غذا ندارد ، اما قادر است اين کار را در هر نقطه از سطح بدنش انجام دهد ، براي
اين کار از پاهاي کاذب و به طرق مختلف استفاده مي کند . حلقه زدن (Circumvalation) ،
بلع محيطي (Circumfluence) ، فرورفتگي (Invagination) ، نوشيدن سلولي
(Pinocytosis) ، هضم و جذب (Digestion and assimilation) .
لايه ي واکوئل غذايي تشکيل شده در درون سلول از بين مي رود و سلول با ترشح آنزيمهاي
گوارشي ابتدا غذا را تبديل به مايع و سپس جذب مي کند . آنزيمها ابتدا غذا را با ليزوزومها
اسيدي ، سپس به وسيله ي آميلاز قليايي و آن را جذب مي کنند .
دفع در سارکودينا :
غذاي هضم نشده به تدريج به طرف عقب و سمت چپ کشيده مي شود و چون منفذي وجود
ندارد ، با ايجاد يک دهانه ي موقتي براثر فرورفتگي دراکتوپلاسم آن را به خارج دفع مي کند .
توليد مثل در سارکودينا :
توليد مثل در سارکودينا به دو روش غير جنسي و جنسي صورت مي گيرد.
روش غير جنسي به دو صورت تقسيم دوتايي و چند تايي صورت مي گيرد . در تقسيم دو تايي
ابتدا هسته ، سپس جسم پايه و به دنبال آن تقسيم طولي سيتوپلاسم صورت مي گيرد . در تقسيم
چند تايي که در دو حالت کيستي و بدون کيستي صورت مي گيرد ابتدا هسته به طور متوالي
به روش ميتوز تقسيم شده و به دنبال آن با تقسيم سيتوپلاسم هر قطعه از آن يک هسته را احاطه
مي کند و بدين وسيله تعداد زيادي سلول دختر به وجود مي آيد ، سلول هاي دختر با از بين
رفتن غشاي سلول اصلي آزاد مي شوند .
حرکت يا نقل مکان :
حرکت آميب به وسيله تشکيل موقتي زوايد انگشت مانند به نام پاهاي کاذب (Pseudopodia)
است که از هر جاي جسم سلولي اش مي تواند حرکت کند . اين قسم حرکت نامنظم را حرکت
آميبي شکل گويند
رده ي اسپورداران                                                  Class Sporozoa

هاگداران داراي سه زيررده به نام هاي گرگارينيا ، کوکسيديا و پيروپلاسميا هستند .
گرگارين ها انگلهاي معمولي بي مهرگانند ، اما اهميت اقتصادي چنداني ندارند .
کوکسيديا ها انگلهاي درون سلولي بي مهره ها و مهره دارانند . بعضي از اقسام موجود در اين
گروه از نظرپزشکي و دامپزشکي بسيار اهميت دارند . پيروپلاسم ها از نظر دامپزشکي تا حدي
اهميت دارند ؛ مثلا بابسيا بيگمينا (Babesia bigemina) ، باعث بروز نوعي تب در دامها
مي شود . اسپورداران بدون اعضاي حرکتي و واکوئلهاي منقبض شونده اند و داراي توليد مثل
غير جنسي به وسيله تقسيمات زياد و توليد مثل جنسي هستند و اغلب آنها توليد اسپور مي کنند .
همگي انگل داخلي و معمولا با مرحله داخل سلولي هستند .
مشخصات عمومي هاگداران :
1-    همه ي آنها انگلي هستند و در بدن بي مهرگان و مهره داران ، در درون و يا بين سلول ها
به سر مي برند .
2-    هاگها در زمان بلوغ فاقد اندام حرکتي تاژگي و مژکي هستند .
3-    داراي کيست مقاوم در زمان انتقال هستند .
4-    در اثر نيش حشرات به ميزبانها انتقال مي يابند .
5-    مواد غذايي خود را به طريق اسمزي تهيه مي کنند و به همين دليل فاقد واکوئل هاي
گوارشي و دفعي هستند .
6-    توليد مثل آنها به هر دو روش غير جنسي و جنسي صورت مي گيرد .
7-    اکثرا بيماريزا هستند و بيماريهاي خطرناکي مثل مالاريا را در انسان و يا حيوانات ديگر
باعث مي شوند . انگل مونوسيست نيز در کرم خاکي آن را عقيم مي سازد .
ساختمان هاگ :
بدني کشيده دارد که در يک انتها باريک و در انتهاي ديگر تا حدودي پهن است . پليکل هاگ
سه لايه به همراه فيبريل يا ميکروتوبول هايي در جهت انقباض هاگ دارد . تعداد ميکروتوبول
ها بر حسب نوع گونه متغير است ، به طوري که در پلاسموديوم ويواکس
(Plasmodium vivax) 11 ، در پلاسموديوم اوواله (P.ovale) 13 و در پلاسموديوم
فالسي پاروم (P.falciparum) 15 ميکروتوبول وجود دارد . سيتوپلاسم هاگ واجد حلقه هاي
رأسي پيشين و پسين به همراه اندامکهاي قطبي است . کار اندامکهاي قطبي ترشح آنزيم
پروتولايتيک جهت نفوذ در سلولهاي ميزبان است
                                                                                                                                                                          

  رده مژکداران  Class    Ciliata                                                                                                                                                                                  

  مژکداران گروه جالب توجه و بزرگي هستند که اقسام آن از نظر شکل ، گوناگوني زياد دارند . اين تک
سلولي ها در زيستگاه هاي آب شيرين و شور به سر مي برند . مژکداران از نظر ساختاري ، پيچيدگي زيادي دارند و در ميان پروتوزوئرها ، تخصص يافته تر از بقيه به شمار مي آيند . بيشتر آنها زندگي آزاد دارند ، اما اقسام انگل و هم سفره هم در ميان آنها يافت مي شود . معمولا منزوي و متحرک اند ، اما برخي ثابت هستند و پاره اي نيز به صورت کلوني زندگي مي کنند . گوناگوني شکل و اندازه ميان آنها زياد است . در مجموع ، از بقيه ي پروتوزوئرها درشت ترند ، ولي اندازه ي آنها بين  10 تا 20 ميلي ميکرون تا 3 ميلي متر است . همه ي آنها مژک هايي دارند که به صورت منظم و هماهنگ موج مي زنند . درضمن ، آرايش مژک ها گوناگون است و برخي هم در حالت بلوغ مژک هايشان را از دست مي دهند .
مشخصات عمومي مژه داران :
1-    بدني پوشيده از مژه با تقسيم کار محدود دارند .
2-    سيتوپلاسم آنها داراي دو نوع هسته ، يکي بزرگ ، رويشي چند n کروموزومي (ماکرونوکلئوس) و
ديگري کوچک ، زايشي 2n کروموزومي (ميکرونوکلئوس) است.
3-    داراي دهليز دهاني ، دهان ، حلق و واکوئل هاي گوارشي است .
4-    توليد مثل به هر دو روش غير جنسي و جنسي (الحاق و خود باروري) صورت مي گيرد .
بيشتر مژکداران هولوزوئيک (تغذيه به سبک جانوران يا آلي) هستند . اغلب اين جانداران يک دهان
Cytostome) دارند که در بعضي فقط يک دهانه است و در بقيه به گلو يا شياري مژک دار متصل است . دهان در بعضي توسط خارهايي براي بلعيدن شکارهاي بزرگ تقويت شده است و در برخي – مانند پارامسي – ذرات غذايي از طريق به جريان در آوردن آب توسط مژک ها ، به سوي دهان رانده مي شود .
مژک ها :
مژک ها کوتاهند و معمولا در طول سلول يا رديف هاي مورب آرايش يافته اند . مژک ها ممکن است سطح
سلول را بپوشانند يا آنکه به ناحيه ي دهاني يا به نوارهاي ويژه محدود شوند . در بعضي از شکلها ، مژک ها به صورت ورقه اي جوش خورده اند که غشاي «نوسان دار» ناميده مي شود . گاهي نيز قطعات ، غشاي کوچکتري را تشکيل مي دهند که براي راندن غذا به درون گلو (Cytopharynx) به کار مي آيد . در شکل هاي ديگر ممکن است مژک هاي به هم جوش خورده کاکل مانندهاي محکمي را تشکيل دهند که سيري (Cirri) نام دارد و اغلب براي خزيدن به کمک مژک ها به کارمي آيد .
رده سوکتورين ها                                  Class Suctoria

 اين گروه ، مژکداراني هستند که در آنها ، نوزاد مژک دار و شناگر آزاد است ، اما در حالت بلوغ
، پايه اي براي اتصال بدن به يک نقطه پديد مي آيد ؛ جاندار حالت ساکن مي يابد و مژکها را
از دست مي دهد .اين جانداران سيتوستوم (دهان سلولي) ندارند و غذا را از طريق بازوهاي
دراز و باريک و لوله مانند خود مي گيرند . سوکتورين ها طعمه هاي زنده و معمولا مژکداران
را با نوک يک يا چند بازوي خود مي گيرند و آنها را فلج مي کنند . سپس سيتوپلاسم طعمه را
از طريق همان بازوي متصل شده به درون سلول خود مي کشاند و واکوئل گوارشي تشکيل
مي دهند .
بهترين نقطه براي جست و جوي سوکتورين ها ، درون جلبک هايي است که در روي لاک
لاک پشتان رشد مي کنند . جنس معمولي سوکتورين هايي که در آنجا يافت مي شود ،
آنارما (بدون پايه يا پوسته) و اسکوالوروفريا (داراي پايه و پوسته) است . ساير نمونه هاي
ساکن آب شيرين عبارتند از : پودوفيرا و دندروسوما .
کتينه توپسيس و افه لوتا ، ساکن آبهاي شورند .
سوکتورين هاي انگل ، شامل تريکوفريا که در بدن اقسامي از بي مهرگان و ماهي هاي آب
شيرين است . الانتوسما ، که در روده بعضي از پستانداران زندگي مي کند و اسفروفيريا است
که در بدن استانتور Stentor)) يافت مي شود .

رده بندی جانوران

مقدمه

بیشتر جانوران مانند اغلب گیاهان دارای ساختمان پرسلولی و پیچیده‌ای هستند که به ترازهای اعضا و دستگاهها می‌رسند. عمومی‌ترین صفت جانوران که طی مراحل رشد نیز قبل از همه ظاهر می‌شود تراز سازمانی آنهاست. همه جانوران زندگی را از یک سلول آغاز می‌کنند و برخی از تراز بافت نیز بالاتر نمی‌روند. جانوران را صاحب دو شعبه رده بندی در نظر می‌گیرند.

در شعبه پارازوآ بالاترین تراز سازمانی را بافت تشکیل می‌دهد. این شعبه فقط شاخه اسفنجها را شامل می‌شود. همه جانوران دیگر که به شعبه یومتازوآ متعلق هستند, با داشتن اندام و دستگاه مشخص می‌شوند. بی‌مهرگان گروه بزرگی از جانوران را تشکیل می‌دهند که در همه جای کره زمین پراکنده هستند و شامل شاخه‌ها و رده‌های زیادی هستند.


منبع:www.biocell.ir

ادامه نوشته